درباره

65مهران بقایی . متولد دوازدهم اردیبهشت یک هزار و سیصدو پنجاه و یک در بیمارستان افشار دزفول ساعت هفت و سی دقیقه ی بامداد . در شناسنامه البته نوشته شده است متولد تهران. چرایش به قانونی برمیگردد که شاه ایران بنانهاده بود که متولدین پایتخت از مزایایی بهره مند شوند و پدر چنین نموده بود تا مگر بعدها فرزند نخستش از مزایایی برخوردار شود که هیچگاه نشد .

تحصیلات دانشگاهی نداشته و ندارم و احتمالا نخواهم داشت که بی دانشگاه هر آنچه می بایست بیاموزم تا امروز آموخته ام. بعد از آن را هم با مرارت حتی، خواهم آموخت.از دانشگاه جز پیشوندی به عاریت نخواهد ماند برای آنها که خواستارند و من نیستم . آموختنی ها را می آموزم حتی بیش از آنکه مجبور به پاس کردن واحد هایی به اجبار شوم .

ادبیات دغدغه ی همیشگی ام بوده است و ادبیات داستانی . تا امروز چند تایی قصه ی کوتاه اینجا و آنجا و کتابهایی خرد به همراهی دوستانی که منتشر شده اند و مقالاتی و … شهوت انتشار کتاب در من مرده است . که ادبیات را نه برای نوشتن و انتشار که برای دانستن و لذت پی گرفته  و خواهم گرفت.

انجمنی ادبی با نام (انجمن قصه دزفول) در سال هفتاد و هفت و پیش از آن (کانون نویسندگان اندیمشک) در سال شصت و هشت محصول فعالیت های ادبی و اجتماعی ام بوده است در اولی موسس و در دومی عضو موثر هیات مدیره. اکنون هر دو را وانهاده ام . تا مگر حالی باشد و  دماغی

معرفی کتاب
Copy of 1_0007
تبلیغات