۸۶/۰۷/۱۰

سی ماه کم نیست . برای من لااقل . سی ماه سرو کله زدن با بنا و کارگر و آهنگر و مهندس و پیمان کار و آرماتور بند و رنگ کار و شیشه بر و سفید کار و دکور بند و … از یک طرف ، شهرداری و میراث فرهنگی و دارایی و ثبت اسناد و …. از طرف دیگر و تازه جور کردن پول و ریختن به چاه ویل ساختمانی که قرار است هم محل کار بشود هم زندگی وهمین یعنی که رفتن به کام شیر بی رحمی به نام بانک مسکن و گرفتن وامی که تا آخر عمر باید قسط بدهی و تازه کم هم بیاوری و دست به دامان قرض ( شما بخوانید نزول پنج درصد ) بشوی و کله ملق زدن برای رهایی از قرض ها و فروختن یک واحد زیر قیمت برای فرار از سود بیشتر و … خلاصه اسباب کشی آخر سال و حساب کتاب ها و وصل کردن آب و برق و تلفن و گاز و بدقولی ادارات مربوطه ! و‌امروز و فردا کردن آنها به بهانه ی آخر سال و انداختن کار به این ور سال و گرم شدن کم کم هوا و بی تحملی بچه ها و بد قولی نجار و ندادن کتابخانه و انباشته شدن کارتن های کتاب روی هم توی راه پله و دنبال کولر دو تکه گشتن و پول جور کردن برای خرید دو کولر ناقابل یک میلیونی و چند صد هزار تومانی و نوبت گرفتن از نصاب های محترم برای چند هفته ی بعد و له له زدن توی گرما و نزدیک شدن زمان نمایشگاه کتاب و بی پولی و سر رسیدن چک ها و برگشت دو سه تا از آنها و گرفتن بلیط با درد سر و رفتن به نمایشگاهی که خستگی اش به تنم ماند و تکه تکه بودن کامپیوترم از زمان اسباب کشی و فرصت نکردن برای سر هم کردنش و باز بدقولی نجار و آماده نکردن میز آن و البته نداشتن دل و دماغ و کمبود خواب و الا آخر ….تازه آن پنج دقیقه ای را که فرصت نفس کشیدن پیدا می کنی ـ انجمن ـ  سر و کله اش پیدا شود و گرفتاری ها و برنامه ریزی ها و خون دل خوردن هایش که با هیچ چیز قابل مقایسه نیست و ….

سی و پنج سالگی و رسیدن به وسط های راه و نگاه به پشت سر و دیدن اینکه با اجازه ی شما هنوز هیچ غلطی نکرده ام و تازه از حالا باید فصل دوم را شروع کنم و سوار بشوم  و بتازم . بتوانم یا نتوانم .اتوبوس دنیا جا داشته باشد یا نداشته باشد بلیتم کنسل شده باشد یا  ok همه اش نتیجه ی جمع و تفریق هایی است که باید انجام بدهم و ….انجام میدهم .

 

 

 

 



پاسخ دهید

معرفی کتاب
Copy of 1_0007
تبلیغات