۸۹/۰۷/۱۰

حکایت عجیب و غریبی شده است این جوائز ادبی در حوزه ی داستان نویسی ،کم مانده است که بفرمائیم :« از طلا گشتن پشیمان گشته ایم … » مسیر را چه کسی اشتباه می رود ، برگزار کنندگان یا برگزار شوندگان !! آیا جوائز متعددی که بیشتر حکم  اظهار نظر های قبیله ایی دارند تا معرفی آثار برتر، توانسته اند «‌نقش خودشان را به درستی بازی کنند » ؟ . هرچند این «‌ آثار برتر » هم دیگر حنا شان رنگی ندارد و  چون ماحصل نگاه خردمدارانه ی اصحاب ادبیات نیستند در کوتاه مدت فقط با افزایش تیراژ مصنوعی روبه رو می شوند و بعد شتر دیدی ندیدی .

فیلم البته ، در بخش « داستان نویسان تازه پا ی تک داستانی ِ بی کتاب » کمیک تر است !‌ تولید یک تعداد مشخص «داور یا داوران» و «شرکت کنندگان» زنجیره ای که حضور شان در واقع باعث « منبع درآمد»  و « امرار معاش » آنهاست . داور یا داوران محترم برای کلاسهای خروسی (‌بخوانید خصوصی ) شان به تور کردن « بچه ها !!» مشغول و بچه ها با سکه ها مغفول !‌ این وسط  هم گور پدر ادبیات . هر وقت شد و افتاد می نالیم که فضا بسته است ، سر ها در گریبان !!‌ و چراغها خاموش . وقتی هم کاروان راه افتاد و جشنواره ها و جایزه ها جور شد ، هرکی بیشتر داد بهتر . اگر هم نداد یا سکوت معنا دار می کنیم یا توی روزنامه های آن وری چپ میزنیم راست در می آییم . عجب حکایتی است ….

 

 

 

 



پاسخ دهید

معرفی کتاب
Copy of 1_0007
تبلیغات