۹۱/۰۷/۱۰

گفتگوی داریوش مهرجویی با « شرق » پیرامون فیلمنامه ایی که گویا بر اساس «همسایه ها» ی احمد محمود نوشته شده و ساخته نشده یا گم شده از ذهنم پاک نمی شود نه که مصاحبه چیز خیلی دندان گیری باشد ، «مسئله »به نظرم جای تامل دارد . اقتباس های سینمایی از آثار ادبی و یا بر گردان هایی تصویری از قصه ها و رمانها اگرچه حدیث تازه ای نیست اما از یک منظر شاید برای « ما » هنوز تازگی دارد تازگی نه از آن دید که جالب باشد، مقصودم عدم پیشینه است شاید حدود سی اقتباس سینمایی از پشتوانه های ادبیات فارسی بتوان در سینمای ایران سراغ گرفت البته منهای آنهایی که شکسته بسته و با اقتباس از آثار نچندان با ارزش ساخته شده اند . که البته در آن صورت می توان رقم را تا یکصد بالا برد ! مثلا فیلمهایی مثل شب قوزی – امیر ارسلان نامدار – حسن کچل – قزل ارسلان – یکی بود یکی نبود که بر اساس افسانه های عامیانه ساخته شده اند یا مثلا پریچهر که بر اساس داستان پریچهر محمد حجازی – گناهکار بر اساس داستان گناهکار حسین قلی مستعان – خاطر خواه بر اساس داستانی به همبن نام از رسول ارونقی کرمانی و … به اینها کاری ندارم حرف من چیز دیگری است . ادبیات داستانی همچون سایر قالبهای گفتاری در عالم هنر به عنوان یک ژانر یا یک وسیله برای بیان دارای ابزارهایی است که علی القاعده منحصر به فرد است ـ کلمه ـ کلیدی ترین عنصر تشکیل دهنده ی داستان است و هویتی دارد که بر روی کاغذ معنا پیدا می کند همانطور که فریم بر پرده ی نقره ایی.  هر کدام به حیات خود ادمه می دهند و مستقل از یکدیگر بنابراین بدیهی است که داستان نویس و فیلمساز هرکدام به راهی روند . حالا اگر به دلائلی فیلمساز ترجیح دهد به سبب ارزشهای والای یک داستان یا رمان نسخه ی تصویری آن را هم تولید کند به اعتقاد من فی نفسه کاری نکرده است مگر آن که آن را در آب دیگری رویین تن کند و جامه ایی دیگر بپوشاند و کلمه را به فریم « تبدیل » کند .  این که این- تبدیل- کمر به برجسته سازی کلمه برببندد یا آن را از برج عاج به زیر بکشد. «دیدن » یا « خواندن » را معنا می کند و متمایز وگرنه یکی مثل- میلان کوندرا-مجبور می شود بعداز دیدن« سبکی تحمل ناپذیرهستی» بگوید بعد از این طوری خواهد نوشت که نوشته اش غیر قابل فیلم شدن باشد . حالا البته نه ما میلان کوندرا داریم و نه- فلیپ کافمن- . به قول مهدی غبرایی هنوز این حرفها برازنده ی ما نیست !! همان چند فیلمی که از آثار هدایت و دولت آبادی و چویک و ساعدی و گلشیری و دانشور و روانی پور و مرادی کرمانی و گلی ترقی وفریده ی گلبوو جعفر مدرس صادقی  ساخته شده به نظر من نشان می دهد فیلمسازما هنوز نتوانسته شات های فیلمش را مثل موم در چنگ بگیرد – کلمه پیشکش – البته ناامید نباید شد در جایی که بشود« دائی جان ناپلئون» ساخت کار های دیگری و البته بهتری هم می توان انجام داد منوط به این که فیلمساز رابطه ی محکم تری با ادبیات داشته باشد و از آن طرف به ظرفیت های سینما هم وقوف کامل و بنا را بر این بگذارد که « فیلم » بسازد نه « رمان تصویری » .

 

 

 

 



پاسخ دهید

معرفی کتاب
Copy of 1_0007
تبلیغات