۸۷/۰۶/۱۸

مدتی پیش دوستی شاعر می گفت: در گذشته های دور شاعرانمان انسانهایی وطن دوست و مردم خواه و آزادی طلب و دوستدار پیشرفت وتعالی همه جانبه ی کشورشان بوده اند . می گفت آنها انسانهای با غیرت و ایران دوستی بوده اند . منظورش فردوسی و دقیقی وادیب الممالک فراهانی و شاعرانی از این رده بود .

ازاو خواستم برایم مثالی بزند . هنوز جوابی نداده بود که چشمانش به گوشه ایی خیره شد و در ذهنش به دنبال ابیاتی می گشت که مرا روشن کند ! راستش هیچ گاه به اندازه ی حوصله ی دوست شاعرم توان کنکاش نداشته ام به همین دلیل بود که تنها بیتی که می توانست آنا” به ذهنم متبادر بشود همان بیت مشهور :

 اگر سربه سر تن به کشتن دهیم

 از آن به که کشور به دشمن دهیم

فردوسی بود که آنهم به سالهای دوری بر می گشت که در کتاب فارسی دبستان خوانده واز بر کرده بودم . خواستم در میان شاعران معاصر کسی را بیابم اما نه کسی را می شناختم که آن اندازه وطن خواه و ایران دوست باشد و نه بیتی آنچنان به ذهنم می رسید . دوست شاعرم چند بیتی از ادیب الممالک برایم خواند :

تا ز بر خاکی ای درخت برومند

مگسل از این آب و خاک رشته ی پیوند

مادر توست این وطن که در طلبش خصم

نار تطاول به دودمان تو افکند

هیچت اگر غیرت است و مردی وناموس

 مادر خود را به دست دشمن مپسند

فکرش را بکن روزی که فراهانی می خواسته این شعررا بسراید به چه چیزی فکر می کرده است ؟ و بعد ها عارف قزوینی و بهار و میرزاده عشقی . همیشه به خودم می گویم به شهادت تاریخ شاعران وطن خواه با زبان حاکمان همراه نبوده اند . یاگوشه ی عزلت و خانه نشینی پیشه کرده اند یا تا ابد در زندان پوسیده اند و دهانشان دوخته شده است اما هیچ گاه هویت خودشان را فراموش نکرده اند می دانسته اند کجا هستند و چه می گویند و از آن مهمتر حاضر به پر داخت هزینه های آن هم بوده اند . اما امروز شاعران ما، نویسندگان ما در آثارشان ما را به کجا می برند .

این روز ها به این مسئله فکر می کنم .

 

 

 

 



پاسخ دهید

معرفی کتاب
Copy of 1_0007
تبلیغات