۸۶/۰۵/۲۰

 زنم گفت :

ـ چه بوی عرقی می دی

جوابی ندادم . مثل همیشه . اما چیزی مثل نیشگون زیر پوستم دوید

–  آخه نمی دونم چرا این قد من تمیزم و تو این قد کثیف

کثیف نبودم اما زنم می خواست همیشه بوی خوب بدهم ،حمام بروم . نمی توانستم ، حوصله نداشتم . وقت نداشتم . از همین بهانه های همیشگی.

–   after shave بزن . ریشت تیزه صورتم جوش می زنه می خوای برات بخرم

after shave را تازه یاد گرفته بود همان روزی که رفته بود تا وسایل آرایش برای خودش بخرد از مغازه دار پرسیده بود .

–   چرا مام نمی زنی زیر بغلت بو می گیره

برایم مام خرید . لیمویی . خودش می گفت لیمویی . عکس یک قاچ لیمو روی شیشه بود اما بیشتر بوی شیر پاستوریزه می داد با این تفاوت که بی رنگ بود . بد نبود زیر بغل هام کمتر بو می گرفت . وقتی می زدم قلقلکم می شد خوشم می آمد

–   بعد از حمام که فایده ایی نداره بی سواد

روز پدر برایم سورپریز بود یک ماشین اصلاح پاناسونیک پنجاه هزا تومانی با پول خودش برایم خرید . شارژی بود .مو ها را از ته می کند و پوست صاف صاف می شد .اما موهای زیر گلو را خوب نمی زد مجبور بودم مثل قبل با تیغ بزنم ولی چه فایده ماشین پنجاه تومانی  داشته باشی و آخرش با تیغ بزنی زور داشت . به رویش نیاوردم اما بلاخره یک روز به او گفتم . خواستم بداند که نباید بدون مشورت با من برایم وسایل شخصی بخرد . اگر به من گفته بود منصرفش می کردم شاید قول می دادم که با تیغ مرتب ریشم را بزنم اما بعد یادم آمد گفته بود« با تیغ ریشت تیغ تیغی میشه .»

– مغازه دارمی گفت با این بزنی نرم نرم میشه . امتحان کن ببینم

امتحان کردم راست می گفت اما زیر گلو را نمی زد خوب نمی زد اعصابم خرد می شد . آخرشم یک روز پنهانی انداختمش توی سطل زباله ی زیر میز آرایش تا از شرش راحت بشوم که شدم . چند روز بعد فهمید اما زیاد به روی خودش نیاورد گفت « میدمش به کس دیگه » گفتم : « قول می دهم ریشم را همیشه بزنم »

برای محل کارم یک ادکلن nice خریدم هشت و نیم . گفتم بد نیست ، مشتری ها هم خوششان می آید . از چند مغازه پایین تر گرفتم نمی دانم اصل بود یانه مهم نبود .

– اینو کی برات خریده ؟!‌

دماغش را نزدیک پیراهنم گرفته بود و بو می کشید

–    ‌اسمش چیه ؟ بد نیس

محل نگذاشتم و رفتم توی اتاق بغلی سمت چوب رختی

–  نگفتی کی برات خریده

حدث می زدم شوخی می کند برگشتم و نگاهش کردم توی هال ایستاده بود و خیره خیره نگاهم می کرد در اتاق را بستم لباسم را درآوردم و روی مبل خودم را ول کردم

 

 

 



پاسخ دهید

معرفی کتاب
Copy of 1_0007
تبلیغات