۹۱/۰۷/۲۰

 لازم است که از همه ی دوستان دور و نزدیک که به هر طریق ممکن ( تلفنی ، حضوری ، کامنت در الفبا ، در فیسبوک و اس ام اس  ) با من ابراز همدردی کردند صمیمانه سپاسگزاری کنم. از اساتید محترم دانشگاه ، نویسندگان ، شاعران ، خبرنگاران ، و روسای برخی ادارات و نهادهای فرهنگی همچنین جامعه ی بزرگ معلمان و دبیران بازنشسته ی آموزش و پرورش که الحق در مجلس ترحیم سنگ تمام گذاشتند و ما را در دریای محبت خود غوطه ور ساختند تشکر می کنم و دست تک تکشان را به گرمی می فشارم . پدرم از سی و چهار سال دوران تدریسش نزدیک به بیست و پنج سال آن را در دبیرستانهای  دزفول و اندیمشک گذرانده بود شاگردان او که امروز بین سی و پنج تا شصت ساله اند در یک همایش بی نظیر به مجلس ترحیم معلم خود آمده بودند. سی و یک مرداد در مسجد نجفیه لحظه های نابی متولد شد آنگونه که نتنها برای ما که برای دیگران هم شگفت انگیز بود . در آن شب فرصتی پیش آمده بود که دانش آموزان و معلمان قدیم که سالها از هم بی خبر بودند همدیگر را ملاقات کنند و به گرمی در آغوش بفشارند دانش آموزان قدیم که حالا مویی سپید کرده بودند با دیدن معلمان خود مثل روزهای مدرسه بی اختیار با جمله ی ( سلام آقا ) به استقبال آنها می شتافتند و بعد هم : ( آقا سال پنجاه و … شاگردتان بودم مدرسه ی  … )  و من فکر می کنم این لحظه ها بیش از هر چیز دیگری روح پدرم را شاد کرده است زیرا که همواره به دانش آموزان قدر شناسش می بالید و از اینکه بسیای از آنها در مصادر و  مناصب مهمی مشغول خدمتند به آنها افتخار می کرد .

به هر حال امیدوارم برایم فرصتی فراهم شود که بتوانم در شادی های شما انجام وظیفه کنم و بخش کوچکی از محبتتان را جبران نمایم .

سلامت و تندرست باشید.



پاسخ دهید

معرفی کتاب
Copy of 1_0007
تبلیغات