۹۰/۰۹/۱۹

به دعوت موسسه ی دزفول شناسی امشب را در جمع  دوستان و فرهیختگان بودم. به همت این موسسه قرار بود از یک چهره ی ماندگار در حوزه ی معماری تجلیل شود : حاج عبد المجید عنایتی (عروه)

دزفول از دیر باز به شهر آجر مشهور بوده است وجود سازه های فراوان آجری در اکثر سازه های معماری این شهر و البته استفاده ی هنرمندانه و ظریفانه از آن نمای بیرونی بافت قدیم را به نمایشگاه زیبایی از چیره دستی هنرمندان معمار خوش ذوقی نموده است که عموما بی هیچ دانش آکادمیکی و تنها به مدد استعدادی خیره کننده ، نقشهای بدیع و چینش های زیبایی را رقم زده است . حاج عبدالمجید عروه از زمره معماران کهن سالی است که نزدیک به هفتاد سال در آمیزه ای از آجر و ملاتهای خوساخته در زیر چراغهای نفت سوز تا صبح با مدادی سیاه و تکه کاغذ کوچک شطرنجی نقش آفرین هنرهای زیبای معماری اصیل ایرانی و دزفولی بوده است.

سال اگرچه کم کم به روزهای آخر خود نزدیک می شود و اگر چه آنها که می باید برای حفظ و نگهداری گنجینه ی گرانبهای معمارانی چون او آستین بالا بزنند ، نمی زنند . اما به مدد دوستان گرانسنگی همچون استاد عرب و استاد حکمت فر هنوز چراغ این خانه روشن است .

محیط کوچک اما صمیمی موسسه دزفول شناسی  در حسینیه ی مرشد بکان میعادگاه چهره هایی بود که دور هم گرد آمده بودند تا از زحمات هفتاد ساله ی  پیری هنرمند قدردانی کنند . کمی آنطرف تر اما در هوای غبار آلود و نیم سرد روزهای پایانی سال خیابان با جنب و جوش آمدن نوروز را نوید می داد. استاد عرب مدیر عامل موسسه گزارشی کوتاه می دهد از ده سال فعالیت و انتشار قریب به پنجاه کتاب در حوزه ی فرهنگ عامه و دزفول پژوهی و استاد حکمت از روزهایی می گوید که همراه با استاد عروه در همایش چهره های ماندگار فرهنگستان هنر تهران شرکت داشته است و در آنجاست که از ایشان با اهدا ی لوح نقدیری تجلیل می شود استاد حکمت از ملات ساروج حرف می زند ملات خاصی که هزار و هفتصد سال قبل برای ساختن پل باستانی دزفول در زمان ساسانیان به کار رفته بود و استاد عروه توانسته بود برای بازسازی و مرمت و ساخت اکثر سازه های معماری خودش از آن بهره ببرد ملاتی که متشکل از یک نوع شن بادی (چیت) و خاکستر و سفیده ی تخم مرغ و آهک و موی بز و چند ماده ی دیگر بوده است و استاد معمار مجبور بوده است با ماله ای سنگی و بزرگ با فشار فراوان آن را به دیواره بمالد .

حاج عبد المجید متولد ۱۳۰۵ هجری خورشیدی است پنج ساله بوده است که پدرش زنده یاد حاج ملا عبد الحسین را که از معماران بزرگ دزفول بوده است از دست می دهد و در نه سالگی کمر به شاگردی نزد عمویش حاج ملا طاهر معمارزاده می بندد و در نوزده سالگی از استادان مبرز معماری و کاشیکاری می شود و طی زمانی نزدیک به هفتاد سال در دریایی از طرحها و نقش های پیچیده ، زیبا و بدیع معماری غوطه ور می شود در عین حالی که خود اجرای آنها را نیز به عهده می گیرد  و نتنها عموم مساجد و زیارتگاههای دزفول و خوزستان که استانهای همجوار هم از آتش عشق هنرمندانه اش بهره ها می برند

پس از سخنان استاد حکمت فر استاد هبت الله سالم دزفولی شعری زیبا به لهجه ی محلی برای استاد عروه قرائت می کند که مثل همه ی شعر های ایشان زیبا و شنیدنی است در  انتها هم به رسم یاد بود لوح یاد بودی و یکی از آثار هنری صنایع دستی کار استاد عبدالرحیم فروتن نقدیم ایشان میشود .

برای استاد عروه و همه ی چهره های ماندگار فرهنگ و هنر این دیار آرزوی تندرستی دارم



پاسخ دهید

معرفی کتاب
Copy of 1_0007
تبلیغات