۹۰/۰۷/۱۵

407020_961

خانواده اسد

از روزى که به یاد  مى آورم سوریه «کشور دوست و برادر» بوده است . در روزهاى جنگ عموم همشهریانم که زیر آماج موشک و بمب بودند و با تنگناهاى اقتصادى دست و پنجه نرم مى کردند از اینکه لوله هاى «نفت رایگان» به سمت این کشور باز  است. دلخور و و ناراضى بودند. سورى‌ها حتى بلافاصله با پایان جنگ هیاتى روانه ى ایران کردند تا از ادامه ى  سیاست حمایتى نفت رایگان ایران مطمئن شوند که شدند . آن روزها و بعد از جنگ هم گفته مى‌شد که سوریه در خط مقدم مبارزه با اسرائیل است و وظیفه ى ماست از براداران سورى حمایت کنیم . سوریه به جز نفت رایگان در ایام جنگ بازار خوبى براى گردشگران ایران هم بوده است .حافظ اسد رهبر زیرکى بود که به مدد حزب پرقدرت و باسابقه ى بعث چهل سال قبل با کودتا به تخت نشسته بود و از سوریه کشورى ساخته بود که در بحبوحه ى جنگ ایران و عراق توانسته بود از تیررس عراق هم زبانش بگریزد و با همسایه ى‌ بزرگتر خود ایران هم پیاله شود و یکى به نعل بزند و دو تا به میخ . شاید اگر روزى‌ وضعیت مردم سوریه در زمان حافظ اسد بررسى شود نتایج جالبى به دست بیاید مساجد پررونق، اماکن مذهبى‌و زیارتگاههاى منعدد ، بازارى پر از اجناس اروپایى و آمریکایى ، شرابخانه ها و قمارخانه ها و فاحشه خانه هاى رسمى پرو پیمان در کنار نفت رایگان ایران و جایگاهى ‌ممتاز در اتحادیه عرب، سوریه را به پاریسى کوچک تبدیل کرده بود . تنها نگرانى، بامبولک بازى هاى (امل) و (حزب الله) دو شاخه ى‌ نظامى‌ در لبنان بود که گاه گاهى براى هم شاخ و شانه مى کشیدند امل با سوریه بود و حزب الله با ایران. هر چهارتا !!‌ دشمن مشتریک داشتند اما هم سلیقه نبودند . روزگار چرخید و حافظ اسد یازده سال قبل سکته کرد و مرد و  تخت را به پسر سوم و چشم پزشکش بشار داد که سى و پنج ساله بود. دکتر جوان راه پدر را در پیش گرفت . سیاست همان سیاست بود : یکى به نعل دو تا به میخ !! روابط با ایران گسترش عجیبى پیدا کرد کارخانجات فراوانى در سوریه  از طرف ایران برپا شد راه سازى ، تجارت ، توریست و پول به سمت دمشق سرازیر شد دکتر گاهى به ما لبخند مى زد و گاه مواضعى معکوس مى گرفت و ما را شگفت زده مى کرد . اما براى من شگفتى وقتى بود که شنیدم عبدالحلیم خدام از حزب بعث جدا و به پاریس پناهنده شده است. خدام از دوستان نزدیک حافظ اسد و معاون رئیس جمهور بود و از مقامات ارشد حزب که جایگاهش را پس از مرگ حافظ حفظ کرده بود  و دیگرى خبر هولناک قتل دلخراش رفیق حریرى نخست وزیر سابق و برادر زن خدام و از مردان با نفوذ و تاثیر گذار لبنان . جدا شدن خدام و قتل حریرى و انگشت هاى ‌اتهامى که به سمت دکتر جوان نشانه رفته بود حکایت از آن داشت که دکتر چندان راه هموارى مثل پدر در پیش رو ندارد. ایران از دور به رفتار هاى‌ دکترى که حالا دیگر چهل و شش ساله بود نگاه مى کرد گاهى او را به ایران دعوت مى کرد و گاهى او را انذار   مى داد. تا اینجا هر چه بود على القاعده به سورى ها مربوط بود اما ایران از سویى به دلیل سیاستهاى حساب نشده اش به کشورى منزوى ‌تبدیل مى شد و مشکلاتش یکى پس از دیگرى بیرون مى زد تا آنجا که عموم رهبران شاخص مبارز هم ترجیح دادند سکوت کنند از ماهاتیر محمد در مالزى تا هوگوچاوز مریض احوال که تا همین چند وقت قبل فکر مى کرد از آب ایران لااقل حمامى گرم می شود !!

با رفتن دکتر نیمه جوان امروز ، ایران بیش از پیش تنها مى شود . اگر مثلا خدام با حمایت غربى ها به دمشق برگردد سوریه دیگر مثل سابق کشور دوست و برادر نخواهد بود . از طرفى هیچ کدام از کشور هاى اخیر که دست به خیزش و خواستار تحول در کشورشان هستند تمایلى به استفاده از مدل حکومتى ایران ندارند یا به عبارتى به اسلام به روایت ایران نه گفته اند با این تفاوت که دست عسل آغشته ى ما تا ناکجا در حلق سورى ها بوده است و حکومتى که نفت رایگان ما را کبریت خواهد زد در راه است.     ‌



پاسخ دهید

معرفی کتاب
Copy of 1_0007
تبلیغات