۹۰/۰۳/۳۰

 images4چندى پیش در خبر ها آمده بود که محمد رضا شجریان در جریان اجراى کنسرت در لندن ملاقاتهایى با افرادى از جمله گوگوش داشته است . عکس هایى هم منتشر شد از جمله همین عکس .بعد هم برخى سایتها به این عکس و شجریان خرده گرفتند که چرا با گوگوش در یک قاب ایستاده است آنهایى که شجریان را همسو با فتنه و این قضایا مى دانستند پیروز مندانه کلاه کج گذاشتند که یعنى بفرمائید دیدید گفتیم  و آنهایى که طرفدار شجریان بودند یا سکوت کردند یا آشکار و نهان گفتند چه اشکالى دارد هردو ستاره ى موسیقى اند. موضع من اما متفاوت است من نه سینه چاک دو آتشه ى شجریانم (البته به او بسیار احترام مى گذارم) نه به فتنه و این جور بام بولک بازى ها اعتقادى دارم .

بهتر است کمى به عقب برگردیم . در دهه ى شصت مجله ى سروش گفتگوى مفصلى با محسن مخملباف انجام داد . در آن گفتگو مخملباف که مدعى به وجود آمدن هنر اسلامى در اوان انقلاب و پس از آن شده بود در جایى مى گفت که حاضر نیست با امثال مسعود کیمیایى در یک لانگ شات قرار بگیرد او مسعود کیمیایى را نماینده ى فیلمسازانى مى دانست که قبل از انقلاب در اشاعه ى فساد نقش داشته اند اما بعد ها در گفتگویى دیگر این نظر را پس گرفت و گفت زمانه رو به تغییر است و دیدگاهها عوض مى شوند رفتار و فیلمهاى بعدى او هم این نکته را ثابت مى کرد که مخملباف امروز مخملباف دیروز نیست تا آنجا که حتى برخى فیلمهاى کیمیایى را هم تحسین کرد .

محمدرضا شجریان اما چه از نظر سنى و چه از نظر سابقه ى فعالیت هنرى با مخملباف قابل قیاس نبود او اگرچه هیچ گاه در مصاحبه اى‌ علیه گوگوش یا خوانندگان دیگر موضع تندى نگرفت اما با حضور واستمرار در حوزه ى موسیقى اصیل ایرانى نشان داد که چقدر براى این حوزه احترام و اهمیت قائل است . او که شاید به نوعى آخرین باز مانده ى نسل صدا هاى ماندگار در موسیقى ایرانى است خود و خانواده اش را وقف حفظ اصالت هایى در موسیقى ایرانى کرد که شاید اگر تلاشها و پافشارى هاى او نبود امروز فضاى موسیقى ایران به گونه اى  دیگر رقم مى خورد شجریان با رفتار و پافشارى و موضع گیرى هاى سیاسى و اجتماعى پا را از حوزه ى موسیقى فراتر گذاشت و در هنگامه اى که حتی بیم آسیب جسمى هم براو مى رفت دست از اعتقادات عمیقش بر نداشت . گوگوش اما خواننده اى که در بهترین حالت بزم آراى کافه هاى تهران و دربار بوده است هیچ گاه به عنوان خواننده اى اصیل و پاى بند به حفظ اصالتها شناخته نشده و نمى شود و سطح شنوندگان آثارش از جوانان دم بخت و رقیق الاحساس فراتر نرفته است.  منهاى ( کیوکیو بنگ بنگ) . در این میانه چه اتفاقى افتاده است که محمدرضا شجریان ترجیح مى دهد در یک لانگ شات با گوگوش تمام قد قرار بگیرد ؟ شاید استدلال مخملباف قابل قبول تر باشد که به هر حال کیمیایى در این هنر(سینما) استاد تر است ابزار دوربین است و بازیگر و تکنیک. چیزى که مخملباف جوان و دوستانش در آن روز ها نداشتند و ترجیح دادند گاهی زانو در محضر استاد بزنند و بیاموزند اما آیا شجریان هم چنین نگاهى داشته است ؟!‌ او که در سرتاسر زندگى هنرى اش یک سره برای موسیقى مقامى الهى و مقدس قائل بوده است و آن را از در افتادن به کام کاباره ها و دنبک و دایره مصون نگاه داشته و خون دلها خورده است ومتبحر در اجراى موسیقى‌ اصیل ایرانى است چگونه با تک خال موسیقى بزن در رو در یک فریم قرار مى گیرد .؟



پاسخ دهید

معرفی کتاب
Copy of 1_0007
تبلیغات