۹۰/۰۳/۱۰

17اواخر دهه ى شصت بود که پیرمرد را ملاقات کردم. نشریه اى ساده را در می آوردیم و براى مصاحبه به منزلش رفته بودم آنروز در باره ى همه چیز حرف زدیم و البته فولکلور و لهجه ى دزفولى و زبان خوزى و متلها و مثلهاى دزفولى و کتابهایش و نوارهای کاست بیشمارى که توى شبستان خانه شان خاک مى خورد و کتابهایى که هنوز چاپ نکرده بود و خیلى چیز هاى دیگر. مى گفت خودش مى داند که عمرش کفاف نمى دهدهمه ى کتابهایش را چاپ کند مى گفت من فقط باید بنویسم و تحقیق کنم چاپ کردن کار من نیست آیندگان اگر برای نوشته هاى من ارزش قائل بودند خودشان چاپ مى کنند سالها در دانشگاه تدریس کرده بود  خودش شاگرد دکتر محمد معین بود و به آن افتخار میکرد  بارها از دانشجویان خواسته بود بجای تکلیف درسى متلها و ضرب المثلهاى مردم را چه مکتوب چه باصداى خودشان روی نوار کاست ضبط کنند خودش هم با عشق و علاقه طى سالیان این کار را کرده بود و گنجینه ى عظیمى از آداب و فرهنگ دزفول را گردآورى کرده بود صداى گرم و با وقارى داشت وقتى حرف می زد ناخودآگاه حس احترام را در شنونده بر مى انگیخت شبى میهمان جلسه ى ادبى ما بود در زیرزمین امام زاده سبزقبا ساعت ۹ یک باره بلند شد جلسه هنوز گرم نشده بود تعجب کردیم اما عذرخواست و گفت هرشب راس ساعت ۹ می خوابد و پنج صبح برمى خیزد برای نوشتن و تحقیق و مطالعه ، عادتی که سالها آنرا ترک نکرده بود .

 حالا …

دم دمای صبح جمعه یک باره به دلم افتاد و یادش کردم بى هیچ مقدمه اى دلم هواى او را کرده بود و جاى خالى اش را حس مى کردم مردى که عمرى را براى شناخت خوزستان و اقوام آن ، فرهنگ خوزستان و حوزه ی خوزستان شناسى رنج فراوان دیده بود و کتابهاى فراوان و مهمى را به چاپ رسانده و یا تالیف کرده بود سال ۱۳۷۷ از دنیا رفت در ۸۰ سالگى و در مقبره ى خانوادگى اش در امام زاده محمد بن جعفر آرام گرفت سال ۸۵ تنها یک بار چند تن از دوستانش همایشى که در شان او نبود را برگزار کردند و بعد از آن هم والسلام دیگر نه کسى از او یاد کرد و نه کتابهاى منتشر نشده اش چاپ شد انگار که هرگز نبوده است تنها کتابخانه ای و ساختمانی در دانشگاه آزاد به نام او شد که آن هم بعید می دانم دانشجویانى که پا به آن ساختمان مى گذارند بدانند که او که بوده و چه کرده  فضای مجازى هم بدتر بود گوگل هم از او بى خبر بود نه عکسى و نه خبرى هرچه بود همان یک سطرى بود که چند سال پیش در ویکیپیدیا خودم وارد کرده بود  و این اندوهم را بیشتر می کرد ما بد مردمی هستیم که اینچنین با بزرگان مان میکنیم.

برخى از آثار او

—————-

نکاتی چند درباره ی خوزستان

مسجد جامع دزفول و تاریخچه ی آن ۱۳۴۸

کهن شعرای خوزستان ۱۳۵۲

مثل های تاریخی دزفول ۱۳۷۳

دزفول زادگاه شیخ

چیستان نامه های دزفول ۱۳۷۹

شعرا و نویسندگان عرب زبان خوزستان تا قرن چهارم ( پایان نامه دانشسرای عالی با استاد مشاوره ی ذبیح الله صفا)

ویراستاری و تصحیح کتاب آیین نگارش نوشته ی پرفسور براسر(‌(brassor

تاریخ خوزستان از عیلام تا کنون (چندهزار صفحه / چاپ نشده)

جغرافیای خوزستان از عیلام تاکنون( چند هزار صفحه / چاپ نشده)

مشاهیر خوزستان ( چند هزار صفحه / چاپ نشده)

شناخت کامل از اندمیشن ، اندیمشک ، دز ، قصر روناش و دزفول (‌چند هزار صفحه / چاپ نشده)

علمای دزفول ( زندگی ۵۰۰ دانشمند و عالم دزفولی / چاپ نشده)

مثلهای دزفول ( چاپ نشده)

متلهای مربوط به مثلهای دزفول ( چاپ نشده)

یادی از مشاهیر خوزستان( معرفی ۱۳۰۰ تن از مشاهیر خوزستان از عیلان تا معاصر/ چاپ نشده)

گفته های مادرم ( اوضاع علمی ، تاریخی ، جغرافیایی و اقتصادی شهر های خرمشهر ، بوشهر ، اهواز ، شوشتر ، مسجد سلیمان ، بحرین در نیمه نخست قرن ۱۴ ( چاپ نشده)

و دهها و شاید صدها کتاب و مقاله و تحقیق و پژوهش به سر انجام رسیده و نرسیده چاپ شد و نشده که حاصل نزدیک به شصت سال زحمت و تلاش کسی نیست مگر  استاد سید محمد على امام  که آذر ماه امسال ۱۲ سال از روى در نقاب خاک کشیدنش مى گذرد   روانش شاد



پاسخ دهید

معرفی کتاب
Copy of 1_0007
تبلیغات