۹۰/۰۸/۱۵

 چهارشنبه ی گذشته تازه روی صندلی هواپیما جا گرفته بودم که دستی روی شانه ام خورد. برگشتم و اولین چیز لبخند همیشگی استاد بود که نشست روی صورت خسته ام . سامسونتش را توی باکس بالا جا داد و کنارم نشست زود حرفهامان گل انداخت مثل همیشه پر از حرفهای تازه بود و این بار خبرهای تازه تر استاد عبد الرضا رابطی را بیش از یک دهه است میشناسم هنرمند نقاشی است که همیشه او را درحال تکاپو دیده ام فعال و روز آمد. سالها مسئول انجمن هنرهای تجسمی بوده است و بسیار جوانان را که آموزش داده است پای ثابت نمایشگاههایش بوده ام و بی اغراق پای برخی آثارش اشک ریخته ام و لذت رقص رنگ بر بومهایش و ضرباهنگ قلمویش را حس کرده ام هنرمند بی ادعایی نیست خودش را باور دارد و برای کارش اهمیت قائل است هر بار در هم صحبتی از او آموخته ام در بسیار نمایشگاهها ی استان و خارج از آن شرکت داشته است و موفقیت های فراوان کسب کرده است اگرچه او نیز همچون دیگر همقطارانش بی مهری ها دیده و جفاها کشیده است و این روزها عطای (آقایان) را به لقایشان بخشیده است اما اینها همه ، چیزی از تلاش برای بهتر بودن و بهتر شدنش نکاسته است  . از نمایشگاه رقابتی (هنر جدید) تهران برمیگشت . روز قبل خبرش را در جام جم خوانده بودم و گفتگوی دکتر سید نظام الدین امامی فر ( دیگر هنرمند برجسته ی همشهری که اینک مدرس دانشگاه شاهد است و هنر جدید تدریس میکند ) مدیر بخشی از جشنواره را . حرفهامان به هنر جدید کشیده شد و هنرمندانی که در این حوزه کار میکنند و حرفهای زیادی که برای گفتن در این زمینه هست از مقاله ای گفت که در باره ی هنر متعالی به تازگی نوشته است و در اختیارم قرار خواهد داد.

هواپیمای کوچک دو ملخی (آسمان) اگرچه تکانها و صدای زیادی داشت و به مینی بوس بیشتر شبیه بود اما مانع حرفهایمان که حالا مجبور بودیم با فرکانس بالاتری به گوش  هم برسانیم نمی شد در ابن حین و بین  استاد خبر تازه ای داد که بسیار خوشحالم کرد  : یکی از گالری های آمریکا کارهای او را پسندیده و برای نمایش آنها از او دعوت کرده است میگفت تعداد هنرمندان معدود بوده است و گالری اصرار داشته است که او شخصا حضور داشته باشد اما به دلیل هزینه ی بالای سفر مجبور شده است عذر بخواهد میگفت  (آقایان) هیچ کمکی به او نکرده اند می گفت نمایشگاه برگزار شده است و مدتها یکی از آثارش در صفحه ی اول سایت گالری منتشر شده است می گفت یکی از آثارش در این نمایشگاه به قیمت خوبی فروخته شده است  میگفت انتشار سایر آثارش باعث شده با هنرمندان دیگری از سایر نقاط جهان ارتباط داشته باشد و علاقه مندان زیادی با او گفتمان داشته باشند می گفت …

از اینجا به بعد حرفهایش را دیگر نمی شنیدم حتی صدای موتور ملخهای هواپیما را هم نمی شنیدم دیگر هیچ صدایی نبود بیرون، آسمان تاریک بود. قیافه ام را توی پنجره ی کوچک کنار استاد میدیدم که لبخند کمرنگی روی لبهایم نشسته است و کف دستم که زیر چانه ام جا خوش کرده بود. به یاد استاد امام افتادم به بی مهری هایی که در حق او شد و حالا دیگر نیستش که از او عذر بخواهیم از اینکه قدرش را ندانستیم حتی حالا که همشهریانش هم او را نمی شناسند به امثال استاد امام که کم نیستند و ار آنها بیخبریم از خودم بدم آمد که در چند ماه گذشته از استاد رابطی بیخبر بودم و این خبر را دیر شنیدم اما  خدا را شکر ( الفبا )هست و می شود جبران مافات کرد . رابطی ها را دریابیم فردا دیر است

وبسایت آقای رابطی را  در اینجا   ببینید

سایت گالری را  اینجا  ببینید

آثار متنوع نقاسی خط ،چیدمان ، آبرنگ ، گرافیک وطراحی استاد رابطی در این سایت را اینجا  ببینید

خبرش در فرهنگخانه  رادر اینجا  ببینید

بیوگرافی استاد در این سایت را اینجا ببینید



پاسخ دهید

معرفی کتاب
Copy of 1_0007
تبلیغات