۸۸/۱۲/۱۶

حالا که این یادداشت را می خواهم بنویسم ۹ برنامه از سلسله برنامه هایی با عنوان « آوازهای سرزمین مادری »گذشته است برنامه ای که دوست عزیزم ارمغان بهداروند در اندیمشک طراحی و اجرا می کند اما این دوستی گمان می برم نباید مانع از انتقاداتی باشد که می خواهم در این یادداشت به برخی از آنها اشاره کنم . البته حسن های این برنامه یا هر برنامه ی فرهنگی دیگری که در این وانفسای قحطی فرهنگ مداری در کشور حکم فرماست بر کسی پوشیده نیست همینکه جناب بهداروند هراز چندی به بهانه ی شعر و موضوعی شاعرانه دوستان را گرد هم می آورد جای شکرش باقی است اما فکر می کنم که دیگر این بهانه برای او و من کمی کهنه شده است و ما تازه کارانی نیستیم که به یک تشکر قانع باشیم و کار را تمام شده بدانیم. هردوی ما سابقه ی برگزاری دهها و بلکه صدها برنامه ی ریز و دشت فرهنگی مشترک یا غیر مشترک داشته ایم و از پشت پرده ی ناهمواری های چنین برنامه ی فرهنگی ادبی آگاهیم اما باز این مسئله هم نمی تواند مانعی بر انتقادات جدی باشد که بر این برنامه وارد است .

۱- در عنوان کلی این برنامه آمده است : ( آواز های سرزمین مادری سلسله برنامه های نقد و بررسی شعر و ادبیات امروز ) درحالیکه در هیچ یک از نه برنامه ی آوازها بجز شعر به هیچ کدام از حوزه های دیگر ادبی روی خوش نشان داده نشد شاید ازآن رو که بهداروند خود شاعر است تمرکز و توان خود را تنها در این حوزه مجال داده است اما به هر حال تا آنجا که به یاد دارم از ابتدا چنین قصدی نبود و تاکید یک سویه بر شعر عنوان ( ادبیات امروز ) را عملا بلااثر  نموده است

۲_‌ روال ثابت هر نه برنامه روالی ثابت و ملال انگیزی است شعر خوانی و شعرخوانی و شعر خوانی  شاعران یکی پس ازدیگری به روی سن فرا خوانده می شوند بدون آنکه هیچ گونه کنترلی بر کیفیت اشعار خوانده شده صورت بگیرد ( سانسور و ممیزی منظورم نیست ) به عبارت بهتر شنونده شعر کش میشود حالا البته در اواسط برنامه فرصت کوتاهی به بهانه ی بحث های کارشناسی گنجانده می شود که هرگز از کیفیت قابل قبولی برخوردار نیستند و نچسب بودن آنها از دور پیداست و یکی دوتا نما آهنگ که بسیاری از آنها نماهای آهنگین به هم چسبیده هستند بدون اینکه هدفمند و هوشمند و هنرمندانه ساخته شده باشند و مشخص است برای پر کردن فضاهای خالی ( که می تواند ناشی از ضعف کیفی برنامه باشد )   مورد استفاده قرار می گیرند در حالیکه اگر برای این قسمت وقت گذاشته بشود و نما آهنگ های زیبا و هدفمند ساخته بشود خودش می تواند بخش مهمی به عهده بگیرید.

۳- بخش هایی که به عنوان بحث های کارشناسی است پاشنه ی آشیل آواز های سرزمین مادری است بخشی تک صدایی و عاری از کیفیت که تنها از یک یا دونفر مشخص تشکیل شده است اولی شاعری است که پیش از آن چند سالی رئیس ارشاد اندیمشک  و شوش و خرمشهر و … بوده و وابستگی اش به شاعران موسوم به شاعران مناسبتی برکسی پوشیده نیست و دیگری معلم بازنشسته ای که چند سال پیش یک مجموعه ی شعر ناموفق منتشر کرده بود  و به تازگی هم یک مجموعه ی دیگر. بدیهی است کسی که به عنوان کارشناس قرار است در باره ی شعر آئینی حرف بزند حداقل باید در این حوزه کار کرده باشد یا تحقیقی کرده باشد یا شعر ی گفته باشد یا وقتی قرار است در باره ی شعر جنگ چیزی بگوید یا وقتی بخواهد در باره ی شعر محمد علی بهمنی حرف بزند و….

استفاده ی مکرر از یک یا دو نفر مشخص می تواند نشانه ی چند مسئله باشد اول آنکه بهداروند به کس دیگری اعتماد ندارد تا مبادا در حین بحث چیزی گفته شود که نباید ( هردو کارشناس مشهور به محافظه کاری اند )  دوم آنکه بهداروند سواد کس دیگری را قبول ندارد و تنها این دو نفر از شعر در هر شاخه و گرایشی  سر در می آورند و دیگر کسی را یارای هماوردی نیست و سوم اینکه برای بهرمندی از کسان دیگر بنا بر ملاحظات و سفارشات و … با محدودیت روبه روست . هرکدام از این سه فرض یا فرضیات دیگر نشان می دهد که آواز های سرزمین مادری اندیمشک علی رغم تلاش فراوان تیمی که برای آن زحمت میکشند در جذب و و تکثر صداهای شعری با اقبال مواجه نشده است نمی شود در عنوان برنامه ، بررسی ادبیات و شعر امروز را گنجاند اما فقط یک آواز با یک ملودی از آن صادر کرد بررسی یعنی آنکه تکثر وجود داشته باشد یعنی آنکه صدای شعر جنوب شنیده شود یعنی آنکه نحله های فکری دیگر هم مجال عرضه داشته باشند نهمین برنامه ی آواز ها هم برگزار شد اما باز همان صدایی از ْآن به گوش رسید که در اولین آواز ها به گوش رسیده بود و چه بسا آوازی که از ته حلق بر می آمد و نارساتر می نمود البته یکی دوبار یکی دو نفراز شاعران اهوازی هم در بحث ها شرکت داده شدند اما هرگز چهره ی کارشناس ثابت برنامه را نداشتند

۴- گروه تبلیغاتی هفت و مجری برنامه ( سلمان یدالهی) البته خیلی زحمت می کشند و خیلی تلاش دارند که شکلی حرفه ای و جذاب به آواز های سرزمین مادری بدهند اما به واقع من دلم می گیرد وقتی می بینم که این همه تلاش و فیلمبرداری با سه چهار دوربین و … برای خواندن و شنیدن شعر های ضعیفی است که برخی از آنها هنور در اولین پله های نگارشی شان هستند و هنوز زود است رفتن به پشت تریبون برایشان  محسن عربزاده مسئول گروه ، هنرمند خوش فکری است  و البته سلمان یدالهی که خود شاعر هم هست اما اجازه بدهید بگویم که این همه ( دنگ و فنگ ) برای قد و اندازه ی آواز هایی که می بینیم نیستند و این قبا کمی گشاد است اگر این تدارکات را ملاک بگیریم پس باید با برنامه ای فنی تر و حرفه ای تری هم روبه رو باشیم با شاعران قوی تر با منتقدین زبردست تر و بحث های جالشی تر و اگر خود برنامه ملاک است ( شعر خوانی پی در پی و یک بحث کلی سرهم بندی شده ) که دیگر این هم زحمت چرا ؟ البته این را هم باید بگویم که اگر پولی هست و توانی و حوصله ای ما بخیل نیستیم  !!

۵-  من در ابتدا گمان می بردم که آواز های سرزمین مادری می تواند مجالی برای به چالش کشاندن ادبیات امروز باشد در حوزه های گوناگون اما تا به امروز اینگونه نشد بلکه تبدیل به یک جمع شعر خوانی شد که هر از چندی برگزار می شود، شعری خوانده می شود و بحثکی ناتمام و السلام چیزی شبیه یک شب شعر که آب و رنگش بیشتر است گاهی احساس می کنم بهداروند خسته شده است ( و فکر می کنم احساسم درست است چون خودم هم همینگونه ام ) احساس می کنم علی رغم اینکه تاکید می شود انجمن شعر اندیمشک هم در کار دخیل است اما اینگونه نیست و بهداروند یک تنه کار می کند و کار یک تنه اشتباه هم دارد . به هر حال به ارمغان عزیز پیشنهاد می کنم پیش از آنکه آواز ها دو رقمی شود ( به قول سلمان ) یک بار جدی جدی به پشت سر نگاه کند و کاستی ها را بر طرف کند ( اگر می خواهد آنرا ادامه دهد ) شاعران فقط به تریبون احتیاج دارند اما شعر به نقد و نظر ، می توان از آب و رنگ کاست و به مایه افزود تا کفه ی اندیشه را رنگین تر کرد و این به نظر من چیزی است که شعر و ادبیات امروز به آن احتیاج بیشتری دارد



پاسخ دهید

معرفی کتاب
Copy of 1_0007
تبلیغات