۸۸/۱۱/۱۹

 هیئت دبیران کانون نویسندگان ایران

مگر قرار نبود کانون مدافع حقوق نویسندگان ایرانى باشد ؟ نویسندگانى که در سانسور نقشى نداشته اند؟ نکند محمد ایوبى هم درسانسور نقش داشته !! نکند او هم مثل قیصرامین پور روزگارى گذرش به حوزه ى هنرى که شما مرکز تجمع سانسور چی ها میدانستیدش افتاده است و حالا به همین جرمنابخشودنی بایست بایگانی شود ؟ تعداد کتابهایش از شاعری فرو خفته و منزوی مثل حعفرکوش آبادی مرحوم که شما فی الفور بیانیه مرحمت فرمودید برای رفتنش، کمتر بود یا این که مرگش بی ارزش تر ؟ یا شایدمرگش آنقدرها به اندازه ى آنهایی که ظهر عاشورای امسال کف خیابانهای تهران دراز بهدراز افتادند ارزش نداشته است ؟ آنهایی که ظهر عاشورا باتوم خوردند یا دستگیر شدند یا کشته شدند برای شعار دادن به نفع کسی به خیابان آمده بودند که کانون نویسندگان در دوران نخست وزیری اش بیش از همیشه به محاق رفت . یادتان رفته ؟ شاید حافظه ی آقای سپانلو بتواند کمکتان کند . کانون در کمتر از بیست و چهار ساعت بیانیه داد اما امروز که ۴۱ روز از مرگ ایوبی می گذرد همچنان به سکوت خود ادامه می دهید آنها البته مهم بودند چون بخشی از تاریخ معاصرند چون بخشی از یک خیزش مردمی اند و کانون طبق اساسنامه ، خودش را کنار (مردم) میداند اما نادیده گرفتن نویسنده ای که (مردم ) در سطر سطر داستانها و رمانهایش جادارند یک بام و دو هوا نیست ؟

دبیران محترم کانون
شما چطور خودتان را مقید به صدور بیانیه برای چنین خیزشى می دانید اما برای مرگ نویسنده ای که چهل سال سابقه ی نویسندگی حرفه ای داشت و کتابهای متعدد و نه هیچ نقشی در سانسور ( که در اساسنامه ی کانون بر آن تاکید شده ) بلکه خود نیز بارها قربانی آن بوده در قامت یک سانسور چی قهار از کنار او بی صدا می گذرید و نادیده اش می گیرید؟ ماهیت کانون نویسندگان امروز کاملا مخدوش و محذوف است چرا که عملا از اصلی ترین هدف خود فرسنگها فاصله گرفته است کانون در تمام دورانهایی که پشت سر گذارده تنهابه مدد شعار مبارزه با سانسور به حیات خودش ادامه داده اعضایش باهمین شعار زندانی شده اند با همین شعار تبعید و با همین شعار هم کشته شده اند اما روزی که کانون خودسانسور چی شود روز مرگ آن است .برای آقایان دولتی بود و نبود محمد ایوبی فرقی نداشت از کلاه او نمدی برایشان دوخته نشد اما برای شما چه ؟ آیا با تعاریف شما محمد ایوبی نویسنده محسوب می شد ؟ با معیار های عقیدتی چطور ؟ نکند اینجا را هم فراموش کرده اید که بر طق اساسنامه ی کانون که ملهم از منشور PEN است ادبیات فرا تر از مرزهای عقیدتی باید موردتوجه قرار بگیرد . پس نادیده گرفتن او از چه بود که در عزایش شرکت نکردید و چند
خط به نشانه ی تسلیت و احترام را هم از او دریغ کردید ؟ او که هم زندان رفته بود هم سیلی خورده بود وهم برای ادبیات عاشقانه عرق ریخته بود نه به کسی باج داده بود نه در سمینارهای آنچنانی شرکت کرده بود نه آبشخورش این سفارت و آن سفارت بود .
از نظر کانون نویسندگانایران محمد ایوبی کجای این ادبیات ایستاده بود که شما او را ندیدید؟ کانون نویسندگان البته از صبح اولین رو تاسیس تا امروز قصه ها !! ساز کرده است اما همه ی آنها به اندازه قصه ی امروز کانون وعملکردش پر آب چشم نبوده . زخمی که امروز بر پیکرش نشسته به این آسانی ترمیم نمی شود
کانون سانسور چی کانون مرده است .



پاسخ دهید

معرفی کتاب
Copy of 1_0007
تبلیغات