۸۹/۰۹/۲۳

          

خوب مسئله این است که من اصولا نمی توانم یک جا بنشینم !‌دست خودم نیست . همیشه در یک لحظاتی چیزی درونم فریاد میکشد و می گوید که حالا وقتش است باید شروع کنی و شروع می کنم . سراغ دوستان می روم نقشه میکشم طرح می ریزم و بعد هم اجرا سال ۷۷ وقتی انجمن قصه را شروع کردم چیزتازه ای بود در دزفول سابقه نداشت عده ای دور هم جمع بشوند و از محمود و گلشیری و بورخس و … حرف بزنند و تازه برنامه را علنی کنند و اطلاعیه بدهند که بیایید قصه گوش کنید نقد قصه گوش کنید و از این حرفها اما شد و راه برای دیگران هم باز شد شاعران هم جرات پیدا کردند و جلو آمدند ده سال گذشت همه  چیز مثل چرخ و فلک چرخید و چرخید و هرکی سبک وزن بود بیرون پرتاب شد آنهایی که ماندند چیز هایی کم داشتند همیشه فکر می کردم چی کم دارند این بار به جای این که منتظر صدای درونم باشم رفتم سراغ (کمد آقای ووپی) و همانطور که حدس می زدم همه چیز رو سرم آوار شد ولی خوبی اش اینجا بودجوابم را پیدا کردم با این تفاوت که هم تنسی هم چارلی هم ووپی یک نفر بودند

         

( نقد ادبی )  این جوابی بود که دنبالش بودم حالا وقتش رسیده بود که جدی جدی نقد ادبی را دنبال کنیم باید برمیگشتیم و دانسته هامان را به روز می کردیم باید می دیدیم چی نوشتیم چی نوشتند چی خواندیم چطوری خواندیم و چی دستگیرمان شده . دست بر قضا دو نفر از اهالی وبلاگستان که اتفاقا مدرس دانشگاه هم هستند (کتابفروشی سبز)ی راه انداختند که در نوع خودش در این شهر بدیع بود گفتند می خواهیم هم کتاب بفروشیم هم کتاب معرفی کنیم کار فرهنگی کنیم بقیه را با کتاب آشتی بدهیم و از این حرفها منهم از خدا خواسته طرح و نقشه ام را بردم آنجا استقبال کردند و این شد که اولین جلسه ی نقد ادبی را جمعه ی گذشته بر پا کردیم در همان کتاب فروشی و در کنار همان کتابها با چند تا صندلی عاریتی ( که ده هزار تومان ) برایم آب خورد یک میز و پنجاه نفر آدم که فکرش را نمی کردم . دلگرمی خوبی بود من فقط پانزده نفر را دعوت کرده بودم اما سی و پنج نفر دیگر آمدند و تشویق کردند و با حرارت تا آخر بحث ماندند و من فهمیدم که کمد آقای ووپی هیچ وقت اشتباه نمی کند

         

قرار است صبح جمعه ی اول هرماه این داستان ادامه پیدا کند با خیلی ها صحبت کردم هر بار نویسنده یا منتقد و مترجمی را دعوت خواهم کرد تا با جدیت ( نقد ادبی ) را دنبال کنیم جلسه ی اول از ( سید عزیز رودبندی ) مدرس ادبیات انگلیسی خواستم در باره فرمالیستهای روس که نظریاتشان شاکله ی نقد ادبی معاصر است شروع کند و آنها را بریزد روی دایره که ریخت و بحث خوبی داشت بعد از این هم برنامه ی ماه بعد را از همین طریق معرفی می کنم صندلی ها را هم بیشتر میکنیم تا مثل جلسه ی اول کسی سر پا نایستد . جلسه ی دوم ششم آذر ماه است ساعت ده صبح و مجموعه داستان (هجوم آفتاب) نوشته ی قباد آذر آیین که با حضور خودش نقد می شود کسان دیگر ی هم خواهند آمد اما چون تا این لحظه قطعی نیستند معرفی نمی کنم . پس صبح جمعه ی اول هرماه کتاب فروشی سبز خیابان شریعتی بین خیام و فردوسی ساعت ده



پاسخ دهید

معرفی کتاب
Copy of 1_0007
تبلیغات