۸۹/۰۵/۱۵

چندی پیش ایسنا از من پرسیده بود که از نظر تو پست مدرن چیست و چه تاثیری در وضعیت ادبی ایران داشته  است پاسخ من را در ادامه می خوانید این هم لینکش

 پرسش از چیستی پسامدرن این روزها بیشتر در ایران ما همچون پرسشی است که تماشاچیان هیجان زده ی مشتاقِ داستان مولانا در آن شب بیاد ماندنی از فیلشناسان درظلمات شب پرسیدند. آنها آن شب ناصبورانه منتظر برآمدن آفتاب نشدند تا خود از نزدیک ببیند و تنها به (ستون )های  استوار و (لوله)ی نرم و بلند و (طبل)ی بزرگ و … از فیل بسنده کردند و راضی و خشنود  به بستر رفتند .

تحولات اجتماعی ، ادبی و سیاسی ایران در سده های اخیر نشان می دهد که ایرانیان هیچگاه برای پشت سر گذاردن مراحل تکوینی نظامهای درونی جامعه ی خود قائل به مرتبه و درجه نبوده اند. آنان هیچگاه در زمانی که می باید به دنیا نیامده اند . از این رو هرگز به نقش تاریخی خود در برهه ای که می بایست ایفای نقش کنند آگاه نبوده اند شاید اگر جاده ی ابریشم از میانراه ایران نمی گذشت اگر جغرافیای آن در تلاقی سه قاره قرار نمی گرفت اگر ذخائر زیر و رو زمینی اش آن قدر وسوسه انگیز نمی بود اگر وسعت آب و خاک وخلق و خوی مردمانش آنچنان گرم و زود جوش نمی بود اگر میرزا تقی خان تصمیم نمی گرفت دانش روز اروپا را به یک باره به کوچه های خاک گرفته ی تهران تزریق کند ومعماران را به استوار کردن سنگ بنای دارالفنون تشویق نمی کرد و بسیار اگرهای دیگر شاید امروز پرسش از چیستی پسامدرن به لقلقه ای برای فرار به جلوی نا کارآمدان تبدیل نمی شد .

از آن زمان که ارسطو در ۳۳۰پیش از میلاد بوطیقا  و افلاطون در ۳۷۳ پیش از میلاد جمهور را نوشت تا به امروز چند سال می گذرد؟ اگر این دو اثر را سر آغاز  نظرییه ی ادبی جهان قرار دهیم در تمام این سالها ودر ادوار مختلف  جنبش های متعدد ادبی متولد شده اند . بسیار نظریه پردازان که هرکدام در زمان خاص و گاه در ادامه ی پیشینیان خود وضعیت جدید را بنا نهاده اند. از سوی دیگر به وجود آمدن آثار ادبی و هنری در تمام ادوار از کلاسیسیسم به این سو هیچ گاه بر پایه ی قرار دادهای از پیش طرح ریزی شده نبوده است هیچ گاه نویسندگان شاعران و نمایشنامه نویسان خود را مقید به نگارش در قالب و مکتبی خاص نکرده اند بلکه این منتقدان آگاه دوره های بعد بودند که به دسته بندی و بررسی موقعیت آثار ادبی دست یازیدند  و این ممکن نبوده است مگر به مدد بررسی وضعیت زیستی و اجتماعی پدیدآورندگان اما در دوران معاصر شاید اصل عدم قطعیت در فیزیک کوانتومی و نظریه نسبیت انیشتین نخستین گامهای شعله ور کننده ی اندیشه های مدرن و پست مدرنی در جهان هنر و ادبیات و سیاست و معماری باشد یعنی آن زمانی که ذهنیت هنرمندِ آفرینشگر، رها از چهار چوب خاصِ متعلقاتی به نام نظامهای فکریِ ستنی و از پیش ساختمند شده به یک نوع آزادی هوشمند رانده شد آزادی که او را درعین رهایی ، به سمت وضعیتی ناپایدار برگرفته از ذهنیتی که هردم احتمال تغییر و تحول می داد سوق می داد این ذهنیت متغیر توانایی شکل پذیری داشت و می توانست همچون یک رئوستا  رسانایی برداشت هنری را در مخاطب تغییر دهد بنابراین تقلید و دستور و نقشه جایش را به تاویل و تفسیر و نگاه داد. اما این که این وضعیت چه جایگاه و یا تاثیری در ادبیات ایران  داشته و یا دارد نیازمند برگشت به سخن آغازین است . سیر تطوّر گزاره های ادبی در ایران منظم و مدون نبوده ، وضعیت های ناپایدار وشتابِ گذرنده و کوتاه مدتِ تحولات در چند دهه ی اخیر تنها شمایلی از وضعیت مدرن یا پست مدرن ایجاد کرده است .

آیا ما دیگر آدمهایی سنتی نیستیم ؟‌آیا مدرنیته پی ساختهای زندگی مان را در نوردیده است‌؟ آیا مفتخر به همپیالگی با پست مدرنیست ها هستیم ؟

 از ترجمه وانتشار  (هملت) شکسپیر تا (روباه و گلهای کاملیا)ی اینیاتسیو سیلونه تا (سلاّخ خانه ی شماره ی پنج )کورت ونه گات در ایران کمتراز سی سال می گذرد در حالیکه زمان انتشار میان اولین و آخرین همین آثار در مبدا سیصد سال است  یعنی اینکه حفره های خالی برای هموار سازی بستر رسیدن به وضعیت پست مدرن پر شده است  در حالیکه بی آنکه افسوسی در میان باشد،  اینجا اتفاق معکوسی تکوین یافته که گریزی از آن نیست



پاسخ دهید

معرفی کتاب
Copy of 1_0007
تبلیغات